کجایی؟؟؟
خیلی وقت می گذردکه به سرایم سرکی نکشیده ایی
چیزی بلغور نکرده ایی
چند زمان گذشته برای ما شدن...
اما...
تو کجا و من کجا،سردر گریبانم
نه از بهر تفکر
از...
خودت کلمه ی آخر را جمله ساز
کجایی ندای من؟؟؟
کسی هست خشتم را بکوبد؟؟؟
کسی هست خشتم را بکوبد؟؟؟
خسته ام از تکرار واژهها در ذهن برای قلبم ...
بهار می آید...
اما هنوز در زمستان سرگردانم...
دلم تنگِ ندای سرگردانِ...
پریشان است،نگران است ولی...!!!!
کسی دارد خشتم را می کوبد...
دلتنگ خدامم!!!
تا حالا شده دلتنگ خدا بشی؟؟؟
ندایم!!!
وقتی نگات می کردم یاد خدا می افتادم،چرا حالا می بینمت دلتنگ خدا میشم؟؟؟
دلتنگ خدامم...
